منوچهر اميرى

مقدمهء كتاب 17

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

دربارهء مؤلف كتاب ، ابو منصور موفق بن على الهروى و زمان تأليف الابنيه و تاريخ كتابت آن به خط اسدى طوسى آنچه گفتنى بوده است مرحوم قزوينى ( در بيست مقاله ) و استاد مينوى ( در مقدمهء الابنيه چاپ بنياد فرهنگ ) نوشته‌اند . آقاى محبوبى اردكانى قسمتهاى اساسى آن دو مقاله را در مقدمهء چاپ بهمنيار آورده و از خود نيز نكاتى سودمند افزوده است كه تكرار عين نوشته‌هاى اين سه تن در اينجا جايز نيست مگر خلاصه‌اى كه از نظر مراجعه خوانندهء گرامى لازم مىنمايد و نيز بمناسبت مطالبى كه دربارهء پاره‌اى از نكات مندرج در مقالات مزبور خواهم نوشت . مرحوم قزوينى در مقدمهء كوتاهى كه به خواهش دكتر مهدى بيانى الحاق به عكس نسخهء خطى الابنيه ( خطّ اسدى ) ترتيب داده است چنين مىنويسد : « كتاب الابنيه عن حقايق الادويه تأليف ابو منصور موفق الدين على هروى در مفردات طب به ترتيب حروف معجم از جنس مفردات ابن بيطار ، از شرح احوال مؤلف و تعيين عصر او على التحقيق در هيچ‌يك از مآخذى كه به دست است هيچ‌گونه اطلاعى حاصل نشده . . » الى آخر . علامهء فقيد در جاى ديگر ( بيست مقاله ) دربارهء صاحب الابنيه چنين مىنويسد : « . . . ابدا معلوم نيست . . . . كه مؤلف در چه عصرى بوده و در چه شهرى مىزيسته و به نام كه اين كتاب را تأليف نموده ، فقط و فقط آنچه در ديباچهء كتاب در خصوص آن امير يا پادشاهى كه اين كتاب را مؤلف به اسم او تأليف نموده ذكر شده اين عبارت است ( ص 4 ) . « تا آن هنگام كه حاصل آمدم اندر حضرة عالى مولانا امير المسدد المويد المنصور ادام اللّه علوه پس او را ديدم ملكى و بزرگوار و دانا . . الخ » . فلوگل و ساير مستشرقين از اين عبارت چنين فهميده‌اند كه مقصود منصور بن نوح بن نصر بن احمد بن اسمعيل سامانى ( 350 - 365 ) است ، و به نظر بنده اين مسأله بسيار بسيار مشكوك مىآيد زيرا كه ظاهر عبارت چنان مىنمايد كه كلمات الامير المسدّد المؤيد